تبليغاتX
ثبت ایمیل برای دریافت آخرین اخبار مربوط به میرحسین موسوی:
اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات
 

 

بعد از چند سال در بلاگفا بودن هوای تازه ای لازم دارم. کوچیدم به اینجا!

+ نوشته شده در سه شنبه 3 شهریور1388ساعت 20:27 توسط ChaVez |


آن خس و خاشاک تویی


دشمن این خاک تویی


شور من‌ام، نور من‌ام


عاشق رنجور من‌ام


زور تویی،کور تویی


هاله‌ی بی‌نور تویی


دلیر بی‌باک من‌ام


مالک این خاک من‌ام

+ نوشته شده در جمعه 29 خرداد1388ساعت 14:12 توسط ChaVez |

 

۱-ساعاتي چند به "تغيير" باقي نمانده،بياييد اين فرصت تاريخي را از

دست ندهيم،بگذاريم يكبار هم تاريخ شرمنده ي ما باشد.

۲-فردا به كروبي راي ميدهم،باشد كه در آخر رو سفيد گرديم.

+ نوشته شده در پنجشنبه 21 خرداد1388ساعت 23:25 توسط ChaVez |

تغيير 

بعد از رد صلاحیت اکبر اعلمی، كانديدايي كه در صورت فراهم بودن امكانات مناسب تبليغي توان اين را داشت كه دهمين رئيس جمهور ايران شود،در فكر راي دادن به موسوي بودم.ولي دلايلي چند باعث شد تا از موسوي كاملن نااميد شوم.اولين دليل اينكه،در مورد فيلم جوك گفتن خاتمي ستاد موسوي بسيار ضعيف عمل كرد.هيچ واكنش مناسبي صورت نگرفت. تكذيبيه و ادعاي دستكاري كردن فيلم از جانب خاتمي هم بسيار دير هنگام صورت گرفت.

 با سخنرانيها و برنامه هاي تلويزيوني كه از موسوي پخش شد، معلوم گرديد كه مير حسين موسوي بيشتر در همان دهه ي شصت گير كرده و ايده آلش برگشتن به همان فضاي دهه ي شصت است. حتي اگر قبول كنيم كه دهه ي شصت دهه يي طلايي براي ايران بوده،براي جامعه اي كه در اميد رسيدن به فردايي روشن است يك عقب گرد مفتضحانه است.با موسوي تنها از احمدي نژاد عبور ميكنيم.فيلم تبليغاتي موسوي با احمدي نژاد چه توفيري با هم داشت؟پوپوليسم وجه مشترك هر دو بود تنها شكل اجراي آن، كه در حد تفاوت كارگرداني بين شمقدري و مجيدي است،با يكديگر تفاوت داشت.

برنامه هاي كروبي بسيار مترقي و اصلاح طلبانه تر از موسوي است.فيلم تبليغاتي كروبي كه امشب پخش شد چند سرو گردن بالاتر از فيلم هاي بقيه كانديداها بود.سوالاتي پرسيده و جواب داده شد كه در طول ۳۰ سال جز خطوط قرمز بود.جايي كه ابطحي از كروبي در مورد هاله ي نور پرسيد يك كنايه حالمو جا آوردي حسابي بود. به رسميت شناختن حقوق اقليتها و اجراي اصول ۱۵ و ۱۹ قانون اساسي،ايجاد سازماني براي رسيدگي به حقوق شهروندي،سهام نفت،حقوق زنان،آزادي رسانه ،گرفتن حق سانسور كتاب و فيلم از دولت،برنامه هاي حمايتي و بيمه اي براي دانش آموزان و دانشجويان، و مهمتر از همه ثابت قدم بودن خود كروبي،نترس كله خراب با مرام بودنش، مرا به اين نتيجه رساند كه كروبي و تيم همراهش بهترين براي در اختيار داشتن قوه ي مجريه هستند.با مهدي كروبي نه تنها از احمدي نژاد عبور ميكنيم بلكه يك گام به جلوي اساسي در اصلاحات بر خواهيم داشت.تنها اگر همان سهام نفت اجرايي شود و نفت از سفره حكومت خارج گردد خود به خود بسياري از مشكلات حل خواهد شد.براي تغيير اساسي در كشور همين يك فرصت باقيست.

+ نوشته شده در دوشنبه 11 خرداد1388ساعت 23:43 توسط ChaVez |

  "ابتدا تو را نادیده می گیرند. سپس مسخره ات می کنند و بعد با تو می جنگند. ولی در نهایت

پیروزی از آن توست" 

گاندی

ای دموکراسی آذربایجان ! تو یکه تاز میدان وسیع تجدد و تکامل هستی ، تجربت ديده اي ، از

 امتحان در آمده اي و اينك يك دوره ي جديدي در پيش روي تو گشوده ميشود.

شيخ محمد خياباني

دچار سرگيجه عجيبي شده ام ، ويدئويي از خاتمي در يوتيوپ قرار گرفته است كه در آن خاتمي در جلسه اي خصوصي  تركها را مورد تمسخر قرار ميدهد.حيرانم ! باورم نيست كه اين همان خاتمي اي باشد كه شعار گفتگوي تمدنها ميداد. برخورد تمدنها كه بيشتر لايق اين دهان است و اين آدمي.مجيد انصاري كه براي تبليغ موسوي به تبريز رفته است در جمع دانشجويان اين  ويدئو را تاييد كرده.خود جناب انصاري به همراه اسحاق جهانگيري،مرحوم توسلي و ... در اين جلسه ي خصوصي دارند به شيرينكاري جناب رئيسشان ميخندند. ولي دريغ از يك معذرت خواهي! وقتي دانشجويان در مقابل اين اهانت اعتراض كرده اند پاسخشان باتوم و چاقو و ضرب و شتمبوده تا يادمان باشد ايران نه براي همه ي ايرانيان بلكه براي تعدادي از ايرانيان مي باشد و آزادي نيز همچنين.آن سید خندان که مانند فیلسوفها سخن میگفت،روشنفكر بود،اعتلاي فرهنگ و نام ايران را در سر داشت،  آزادي و جامعه ي مدني را برايمان تصوير ميكرد،در سازمان ملل به جاي هاله ي نور از گفتگوي تمدنها سخن ميگفت و خيلي كارهاي ديگر و لبخندي كه هرگز محو نميشد مردي كه براي آمدنش موج و پويش و نسل سوم هزار كوفت و زهرماري به راه انداخته بوديم در اين فيلم دارد به متهورانه ترين شكل ممكن به ترك و آذربايجان اهانت ميكند. فرو ريختي خاتمي جان! تو را با گاندي و نلسون ماندلا مقايسه ميكردند؟ يعني باورمان بشود كه ميتوانستي ماندلا باشي وقتي كه نتوانستي خاتمي بماني؟

روز يك خرداد هشتاد و پنج با كاريكاتوري كه مانا نيستاني در روزنامه ي ايران كشيد شد روز جنبش آذربايجان براي فرياد حقوق انساني اش كه دارد خيلي بيشتر سال ناديده گرفته ميشود و ايضن روز توهين شووينيستها به آذربايجان.با فضاحتي كه اصلاح طلبان به بار آورده اند از امروز، روز سقوط آزاد اصلاحات است و روز خروش آذربايجان.

عليرضا رجائي از فعالان ملي مذهبي كه در اروميه سخنراني داشت وقتي مورد سوال قرار گرفت كه چرا ملي مذهبيها در مورد كاريكاتور توهين آميز سكوت كردند پاسخ داد در آن روزگار ما اشتباه كرديم. اين اشتباهات تا كي قرار است ادامه داشته باشد؟

+ نوشته شده در جمعه 1 خرداد1388ساعت 23:59 توسط ChaVez |

 

 

انتخابات ریاست جمهوری دارد به مراحل حساس و سرنوشت ساز خود وارد میشود. برای دوره ی دهم پنج  رجل سیاسی مطرح نام نویسی کرده اند. ولی صدا سیما و رسانه های جناحین راست و چپ تنها به معرفی چهار کاندید میپردازند و با عمد از کنار نام اکبر اعلمی رد میشوند.برای این انحصار رسانه ای آیا دلیلی هست؟ رسانه های جناح راست که تکلیفشان مشخص است من تنها در این عجبم که رسانه های اصلاحات برای چه دچار این انحصار شده اند؟ آزادی واقعن به شکل جالب و مضحکی از طرف به اصطلاح مدعیان آزادی معنی میشود.

 اعلمی در کسوت نمایندگی نشان داده اصلاح طلب تر از بسیاری از مدعیان اصلاحات است که تنها برای رسیدن به قدرت چند صباحی ردای اصلاح بر تن کردند و عضوی از حزب باد در ایران شدند که سابقه ای بس طولانی در این دیار دارد.اکبر اعلمی اگر تائید صلاحیت شود توانایی این را دارد که تمام معادلات انتخاباتی را بر هم زده و با ایجاد موجی نو اصلاحات واقعی را به سرانجام رساند. در صراحت و جسارت گفتاری و عملی اعلمی نباید شکی داشت ، کارنامه ی نمایندگی ایشان بسیار روشن و تحسین برانگیز است.اعلمی نماینده ی تمام اقلیت ها و قومیتهای ایران است که در طول این چند دهه به ناحق و از قصد نادیده گرفته شده اند. کاندید شدن اعلمی نشان داد که تمامیت خواهی مدعیان اصلاحات تفاوت چندانی با اقتدار گرایی جناح راست ندارند تنها صورتشان بزک شده وبرخی کلمات را خوشگل ادا میکنند. آنهم تا زمانی که به نفع خودشان باشد در غیر این صورت بر میگردند به اصل خودشان.

 موسوی با 20 سال سکوت نمیتواند ادعای اصلاح طلبی داشته باشد.

برای لغو سخنرانی اعلمی تالار قدیمی شهر تبریز را شخم زدند! 

 

بعد النوشت:

محمد قوچانی در شهروند امروز در سرمقاله هایی که مینوشت دنبال اوبامایی برای ایران میگشت و در آخر اعتراف کرد اوبامایی نیافته است.اگر در ایران امکانی بود برای اینکه اوبامایی پدید آید به نظرتان اعلمی نمیتواند اوبامای گمشده ی ایرانی باشد؟

+ نوشته شده در یکشنبه 27 اردیبهشت1388ساعت 11:14 توسط ChaVez |

 

به نظر شما فوتبال ما سیاسی است یا سیاست ما فوتبالی؟

احمدی نژاد برای تشویق تیم ملی به استادیوم آزادی رفته بود یا تبلیغ خودش؟

چرا احمدی نژاد در مسابقات ورزشی از شروع در جایگاه قرار نمیگیرد؟

بعد از گل تساوی شما توانستید بفهمید که چرا سیما تصویر احمدی نژاد را که قبلش هر دو دقیقه نشان

میداد و مزدک خان زحمت معرفی رئیس جمهور بودن آن جناب را میکشید دیگر نشان نداد؟

از علی دائی میشود انتظار داشت یکبار در زندگیشان شجاعت به خرج داده و استعفا دهند؟

 

+ نوشته شده در شنبه 8 فروردین1388ساعت 22:35 توسط ChaVez |

 

امیدوارم سال جدید،خجسته،سراسر شوروسرزندگي و با تنفس آزادي كامل همراه باشد،شروع سرد و يخي سال جديد را بگذاريد به حساب وقت نامناسب لحظه ي تحويل سال كه در وسطاي خواب بعد از ظهري كاركنان زحمت كش صدا و سيما اتفاق افتاد دل وجود شما گرم باد!

+ نوشته شده در جمعه 30 اسفند1387ساعت 22:42 توسط ChaVez |

 

در مسابقه ی کشتی امروز بعد از ظهر ایران و آذربایجان که با نتیجه تساوی ۳ بر ۳ در ۶ وزن، مسابقه ي ۱۲۰ كيلو بين فردين معصومي و عيس اف تعيين كننده ي قهرماني بود،جناب احمدي نژاد بعد از تايم اول كه معصومي ۳ بر ۰ برنده شده بود نزول اجلال فرمودند و از آنجايي كه قدوم مباركشان هميشه سيل و زلزله و شكست به همراه دارد معصومي در دو تايم ديگر شكست خورد،حتي در تايم دوم تا ضربه ي فني شدن نيز پيش رفت،تا ايران قهرماني در مسابقات جهاني را از دست بدهد.

 

+ نوشته شده در یکشنبه 18 اسفند1387ساعت 21:51 توسط ChaVez |

 

"ما بیشماریم" نامه ایست از ابراهیم نبوی در حمایت از خاتمی و همچنین اعلام اینکه هنوز زنده ایم!

این نامه رو میتوانید در وبلاگ اتوپیا بخوانید.

+ نوشته شده در پنجشنبه 1 اسفند1387ساعت 12:43 توسط ChaVez |

 

۱- بالاخره عروس خانم ما تصميم گرفتند كه برقصند. خاتمي ديروز اعلام كانديداتوري براي انتخابات رياست جمهوري دهم كرد و اعتماد گزارش آن را امروز چاپ نمود. اين بار براي رئيس جمهور شدن خاتمي راه بسيار دشواري در پيش داريم، جناح افراطي راست از خيلي وقت پيش جنگ رواني را به صورتهاي توهين ، افترا و هر نوع بداخلاقي كه انتظار ميرود عليه خاتمي شروع كرده و در اين مدت باقي مانده تا انتخابات وحشتناك ادامه خواهد داشت.انتظاري كه از خاتمي بعد رئيس جمهور شدن دارم اين است كه در نقش تداركاتچي باقي نماند،تنها حسن احمدي ن‍ژاد اين بود كه نشان داد رئيس جمهور خيلي كارها ميتواند انجام دهد حتي بيشتر از آن چيزي كه در قانون اساسي آمده است.

۲- با امروز ميشود پنج روز كه سيگار نميكشم ولي طاقتم ديگر تمام شده است، براي فردا دارم برنامه ريزي ميكنم كه اين حس خوشايند گيجي بعد از اولين پك را در كدامين مكان به بدنم تزريق كنم.

۳- هيچ كدام از فيلمهاي جشنواره را نديدم چون اساسن امكانش برايم با دوري چند صد كيلومتري از پايتخت فراهم نيست، فقط اعتمادم را نسبت به برخي از اين منتقدين عزيز از دست دادم.

۴- اگر در بازي روز جمعه استقلال نتونست با تفاضل بيشتر از سه گل پرسپوليسو داغان كنه، بدانيد و آگاه باشيد كه تباني در كار بوده!! به قول داريوش از پس پرده نگاه كن.

+ نوشته شده در دوشنبه 21 بهمن1387ساعت 23:0 توسط ChaVez |

 

کتاب یعنی سر پائین آوردن و گوش دادن به حرف دیگری ، براي همين است كه ذاتن نقيضه ي قدرت است. قدرت اگر تنها كارش ساختن كتاب خانه باشد فقط براي اين است كه نمايش بهتر از آن نمي تواند بدهد و بهتر از آن نمي تواند از دستش خلاص شود. براي همين است كه حاصل كتاب خواندن دانائي نيست ، فقط آگاهي به ناداني است.

 

از كتاب ويران مي آيي ...

حسين سناپور

 

+ نوشته شده در یکشنبه 29 دی1387ساعت 22:19 توسط ChaVez |

 

با امسال مي شود سه سال ، سه سال است كه تصميم دارم در اين روز – بيست و يكم آذر – نوشته اي بنويسم. از مردي بنويسم كه به قول رضا براهني بزرگترين رجل سياسي آذربايجان بود. سيد جعفر پيشه وري.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 20 آذر1387ساعت 21:23 توسط ChaVez |

 

اوباما

یک: از اینکه اوباما شد رئیس جمهور آمریکا خوشحالم، از جمع ديوانگان سياسي جهان يك نفر دارد كم ميشود اميدوارم اين كم شدن شامل حال ما نيز گردد. انتظار ديدن دنياي بي جورج بوش در روز بيستم ژانويه محقق خواهد شد.

دو: با حمله ي شديداللحني كه رهبر انقلاب به نشريات و روزنامه هاي مخالف دولت انجام داد اولين تركش اين حمله باعث توقيف نشريه ي شهروند امروز گرديد، روزنامه هاي اصلاح طلب همچون كارگزاران و اعتماد ملي به انتظار توقيف نشسته اند. در سال ۷۹ رهبر انتقادات شديدي نسبت به فضاي مطبوعاتي كشور انجام داد كه باعث توقيف فله اي مطبوعات گرديد.

توقيف  سرنوشت محتوم صداي مخالف است و عزاي بعد از آن عادتمان و اندك اميدمان به شنيدن صدايي ديگر كه هر روز دارد كم و كمتر ميشود.

دل پيرو 

سه: با برد ديشب يوونتوس مقابل رئال مغرور، يوونتوس توانست به دومين برد پياپي خود در كمتر از دو هفته در مقابل اين تيم پادشاهي دست يابد. ستاره اين روزهاي يوونتوس مخصوصن در بازيهاي مقابل رئال عاليجناب آلكس دل پيروي دوست داشتنيست. ديگر چمپيونز ليگ را به خاطر نداشتن آلكس نفرين نخواهم كرد. آلكس عزيز ! با دوستان و رفقا منتظر بالا بردن جام قهرماني هستيم.

+ نوشته شده در پنجشنبه 16 آبان1387ساعت 22:17 توسط ChaVez |

شيشه ي نصفه ي ويسكي را كه از ديشب مونده بود ، سر يه ساعت تنهايي سر كشيد ، با سيگارهايي كه

پشت سر هم ميكشيد دوباره حالش خراب شد ، تا بتونه خودشو به توالت برسونه بالا آورد ، تلو تلو

خوران خودشو به توالت رسوند ، آبي به سر و صورتش زد و باقي كثافت رو همونجا خالي كرد.

برگشت و خودشو رو مبل ولو كرد ، با سيگاري در دست و لبخند رضايتي بر لب ، امشب هم تونسته بود

به مانند شباي گذشته يادشو با كثافت تو كاسه توالت خالي كنه تا فردا شب چه پيش آيد...

 

+ نوشته شده در شنبه 24 آذر1386ساعت 22:42 توسط ChaVez |

 

 

وقتي يه روزت نحس ميشه چيكار بايد كرد؟

 

وقتي تو خونه تنها ميموني چيكار بايد كرد؟

 

وقتي حوصله درست كردن يه ناهار ساده هم واسه خودت نداري چيكار بايد كرد؟

 

وقتي دوستت زير قولش ميزنه چيكار بايد كرد؟

 

وقتي بايد بعد از ظهر حتما جايي بري و تو حوصلشو نداري چيكار بايد كرد؟

 

وقتي اعصابت از دست همه داغانه چيكار بايد كرد؟

 

وقتي ميدوني آخر سر بايد زير سيگار پر از فيلترهاي سوخته،ليوانهاي پر و خالي شده از چاي تلخ رو جايي

 

 خالي كني و بشوري ولي مطمئني كه نميتوني انجام بدي چيكار بايد كرد؟

 

وقتي گشنه اي ،دلت شكسته، بريدي، چيكار بايد كرد؟؟؟

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه 28 مرداد1386ساعت 23:5 توسط ChaVez |


 

توقيف،توقيف،توقيف، اين كلمه رو تا به حال چند بار شنيده ايد؟روزنامه شرق براي سومين بار توقيف شد،و

 شايد ديگراجازه انتشار پيدا نكند.

بار دومش همين پارسال بود،20 شهريور.ولي از اوايل امسال به همراه هم ميهن اجازه انتشار دوباره اي

پيدا كرد تااميدوار باشيم به اينكه فضاي خفقان رسانه اي خواهد شكست ولي چه انتظار بيخودي داشتيم از

 دولتي كه وزيرفرهنگ آن معتقد به كودتاي خزنده ايست كه روزنامه ها در پي آنند.

شرق توقيف شد،به دليل مصاحبه اي كه با يك شاعره انجام داده بود كه مورد اخلاقي داشت.ولي انگار

عذرخواهي روزنامه كه دو روز پشت سر هم در صفحه اول روزنامه چاپ شده كافي نبوده و تنها راه خلاص

شدن از دست اين روزنامه توقیف آن است.

بعد از توقیف روزنامه هم ميهن با دليلي احمقانه كه تنها قاضي مرتضوي قادر به آوردن آن است شرق

نيز به محاق رفت تا خيال عاليجنابان براي انتخابات مجلس راحت باشد.

شايد اين سخن مهدي رحمانيان مدير مسئول شرق گوياي همه چيز باشد:

" ما اشتباه مي‌كنيم. آنها كارشان را درست انجام مي‌دهند.آنها مي‌گويند شما نبايد روزنامه داشته باشيد. ما

زورمي‌زنيم كه روزنامه داشته باشيم. آنها هم مي‌گويند اشكالي ندارد شما روزنامه داشته باشيد ما هم توقيف

مي‌كنيم."

 

+ نوشته شده در سه شنبه 16 مرداد1386ساعت 22:51 توسط ChaVez |

ميگويند هنگاميكه اسكندر ايران را فتح كرد،به يكي از فلاسفه يونان نامه نوشت و در آن متذكر

 

 شد كهكشور پهناور،متمدن و ثروتمندي به نام ايران را فتح كرده ام و ارتش من قادر

 

نيست براي مدت مديدي استيلاي خود را حفظ كند و بر اين مردم حكومت نمايد.لطفا راه حلي

 

بينديشيد و ما را از افكار فيلسوفانه ي خود بهره مند سازيد.فيلسوف در جواب نامه اسكندر نوشت:

 

 

افراد بي شخصيت و پست را بر آنها مستولي كن و وسائل فقر عمومي را فراهم نما تا آن افراد

 

به طمع جاه و مقامي كه بر خلاف استحقاق و لياقت خود به دست آورده اند در نوكري و

 

 فرمانبرداري تو صميمي باشند و ملت گرسنه به جز تلاش معاش در صدد اقدام ديگري بر نياييند.

 

 

از كتاب اطاعت كوركارانه

 

نوشته ي خسرو روزبه 

 

به نظر ميرسد جمهوري اسلامي به بهترين شيوه ي ممكنه نصيحت اين فيلسوف يوناني را به

 

اجرا در مي آورد.

 

+ نوشته شده در یکشنبه 10 تیر1386ساعت 23:32 توسط ChaVez |

 

اي آذربايجان لايموت!

 

 

 

 سرت را بلند دار و زنده و پاينده باش...

 

 

                                                                          شیخ محمد خیابانی         

                                                                                      

                                  

+ نوشته شده در پنجشنبه 3 خرداد1386ساعت 0:53 توسط ChaVez |

 
+ نوشته شده در سه شنبه 18 اردیبهشت1386ساعت 0:4 توسط ChaVez |

چند وقت پیش برای یه کاری یه چند روزی به یه روستایی رفتیم.فرصتی پیش آمد تا با مردمان آن روستا

بیشتر آشنا و هم صحبت شویم.برای خودم تجربه ی جالبی بود.چون مردمانی دیدم به غایت

تلاشگر،معتقد(به خوب و بد اعتقادشان هیچ کاری ندارم)و واقع گرا.با آرزوهایی که فقط در یه محیط و

مکانی مثل روستا قابل تصور است.

روستا فقط نود خانوار دارد که همگی این خانواده ها به یه نوعی با همدیگر نسبت خانوادگی دارند،و مثل

حلقه های زنجیر به هم متصل هستند.تنها درآمد زندگیشان کشاورزی است و کار کشاورزیشان چغندر

 قند.

و یه نکته ی با مزه،مسئولین کشاورزی برای چغندر کاران، سقف برداشت معینی تعیین کرده اند. مثلا به

ازای هر هکتار،فقط مجاز هستند ۲۰ تن چغندر به کارخانه قند آن منطقه بفروشند. در حالی که با توجه به

 زمین های حاصلخیزی که این منطقه دارد میشود دو تا سه برابر این مقدار را از زمینها برداشت نمود.

 البته در صورتی که تخم چغندر قندشان هلندی باشد.

مردمانی که دنیا برایشان همان روستایی است که در آن زندگی میکنند.

برایشان مهم نیست رئیس جمهورشان احمدی نژاد باشد یا یه مشنگ دیگه.

کاری به این ندارند که با دیوانه بازیهای شارلاتان عوام فریبی مثل احمدی نژاد مملکت روز به روز بیشتر در

 لجن فرو میرود.

تنها دلخوریشان از حکومت این است که تخم چغندر قند را برایشان به صورت فقط نقد میفروشد و

محصولشان را فقط به صورت غیر نقد خریداری میکند.

روستای به غایت دوست داشتنی ای بود،روستای شن آباد.

+ نوشته شده در شنبه 25 فروردین1386ساعت 13:4 توسط ChaVez |

 

 

دلم گرفته است، دلم گرفته است،

 

عزیزترین و بهترین دوست تمام دوران زندگیم عزادار

 

 فوت ناگهانی پدرش است،و من...

+ نوشته شده در چهارشنبه 9 اسفند1385ساعت 14:6 توسط ChaVez

 

 

گفتی دل خون کرده عوض خواهد شد           از دیده سرآورده عوض خواهد شد

 

با رنگ سیاستی که من می بینم                   یکبار دگر پرده عوض خواهد شد

 

رژیم های دیکتاتوری، به مانند ایران، که با روی کار آمدن احمدی نژاد گرفتار نوعی پوپولیسم مضحک شده است دوست دارند به جای بررسی افکار عمومی در رابطه با مسائلی که مستقیما زندگی، سرنوشت و آینده ی انها را در بر می گیرد، از طریق راه کارهای دموکراتیک به مانند برگذاری همه پرسی، این گونه مسائل را از طریق راهپیما ییهای دولتی به سرانجام برسانند. و گاه با دیدن برخی از صحنه های این گونه تظاهرات دچار توهم- آن هم از نوع حاد- در رابطه با اعمال و شعارهای خود می شوند.

به راستی چند درصد از مردم ایران با ادامه ی فعالیتهای هسته ای ایران در شرایط فعلی موافقند؟ سوالم را طور دیگری می پرسم:آیا در رابطه با انرژی هسته ای اطلاع رسانی مناسبی شده است؟ آیا مردم ایران موفق شده اند در رابطه با این پرونده صداهای مختلف را بشنوند؟ تا بعد از آن تصمیم بگیرند که حق مسلمشان کدام است.اخیرا نیز طی ابلاغیه ای به رسانه های مختلف از جمله روزنامه ها اعلام کرده اند که بحث پیرامون انرژی هسته ای به خاط مسائل ملی و امنیتی ممنوع می باشد.

28 سال پیش انقلابی در این کشور اتفاق افتاد که، مهمترین شعار توده های مردم در تظاهرات، استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی ( پارادوکس جالبیه مگه نه!!! ) بود. استقلال این کشور با حماقت های بی شمار حاکمیت در رابطه با پرونده ی هسته ای ایران در معرض نابودی قرا گرفته است.

آزادی، به راستی آیا آزادی در طی این مدتی که از انقلاب می گذرد مححقق شده است؟ هنوز همان حرف هایی که در زمان شاه به نوعی جرم به حساب میامد دررژیم ایران نیز جرم محسوب می شود. هنوز جمهوری اسلامی از پخش کامل دفاعیات خسرو گلسرخی در بیداد گاه شاه - به گفته ی صدا سیما – ابا دارد. چرا؟

هنوز نمی توان صدای مخالفان حاکمیت را، چه آنان که با اساس حکومت مشکل دارند و چه آنان که ممکن است در اصول مملکت داری واجرای صحیح قانون با حاکمیت دچار اختلاف نظر باشند، را شنید.

یاد گفته ی امام خمینی افتادم که گفته بود: این رژیم پهلوی را پدرانمان انتخاب کرده اند و ما الان مجبور نیستیم حکومتی را که مطابق میل ما نیست را تحمل کنیم. و حالا ما، مجبوریم حکومتی را که پدران و مادرانمان انتخاب نموده اند را تحمل کنیم؟

 

+ نوشته شده در یکشنبه 22 بهمن1385ساعت 14:22 توسط ChaVez |

یه روزی،تو یکی از این جنگهای جهانی، همانی که ایران هم اشغال شد،یه سرباز روس تو یکی از این شهرهای اشغالی داشت قدم می زد که یه معتاد رو که تو حالت خماری به دیوار تکیه داده بود رو می بینه.

از دورو بریهاش سوال میکنه که این آقا چرا اینطوری شده، میگن معتاد،تو خماریه،واسه همینه که اینطور افتاده.

سرباز دستور میده که واسه ی معتاد تریاک بیارن. معتاد بعد کشیدن تریاک یه چند دقیقه ای پشتک وارو میزنه و بعد دوباره به همان حالت اولیش برمیگرده، سرباز دوباره می پرسه که چی شد؟ این که باز همون طوری افتاد ، میگن نئشه است واسه ی همینه.

سرباز اسلحشو در میاره و یه تیر تو مغز معتاد خالی میکنه،می گه:کسی که خماری و نئشگیش توفیری با هم نداره همون بهتر که بمیره.

حالا شده حکایت ما:

هم تو عزاها ماتم می گیریمو به سرو سینه میزنیم هم تو شادی ها.

آهای کسی این دورو برا سرباز روسی ای،انگلیسی ای و یا احیانا آمریکایی سراغ نداره که یه تیر تو مغزشون خال کنه تاما  از دستشون راحت شیم.

+ نوشته شده در سه شنبه 28 آذر1385ساعت 10:54 توسط ChaVez |

خبر بسیار کوتاه بود،بابک بیات آهنگساز نامی ایران در اثر ابتلا به بیماری نارسایی کبد درگذشت.

بعد شنیدن این خبر تا لحظاتی چند گیج و مبهوت،به مانند جنی ها این طرف و آن طرف را نگاه میکردم.

می دانستم که به خاطر این مرض لعنتی بستریش کردند. در تمام این مدت در وحشت شنیدن این خبر بودم.وحالا او از میانمان رفته،دردآور است از دست دادن همچین هنرمندی دردآور است.از دست دادن همچین هنرمندی که آهنگهایش تنها همنشین لحظات تنهاییمان بود،دردآور است. و حالا او از میان ما رفته است با اندوخته ای ماندگار ازآهنگهایش.

روحش شاد و یادش گرامی باد.

+ نوشته شده در یکشنبه 5 آذر1385ساعت 22:2 توسط ChaVez |

مطالب قدیمی‌تر