بازهم دچار همان کلافگی های همیشگی شده ام که هر چند وقت یه بار سراغم میایند و بدون اینکه بگویند
برای چه مرا به این عذاب دچار ميكنند چند روزی را در درون مغزم سکنی گزيده و آخر سر مرا در گیجی
این چند روز رها کرده و میروند تا روزی آید و ...
من الان كلافه ام،از چي،خودم هم نميدونم.
تنها كاري كه ياد گرفته ام در چنين حالاتي انجام بدم اينه كه پناه ميبرم به صداي جادويي فريدون فروغي.
دلم از خيلي روزا با كسي نيست
تو دلم فرياد و فرياد رسي نيست
شدم اون هرزه گياهي كه گلاش
پرپر دستاي خارو خسي نيست
.
.
.
ميگويند هنگاميكه اسكندر ايران را فتح كرد،به يكي از فلاسفه يونان نامه نوشت و در آن متذكر
شد كهكشور پهناور،متمدن و ثروتمندي به نام ايران را فتح كرده ام و ارتش من قادر
نيست براي مدت مديدي استيلاي خود را حفظ كند و بر اين مردم حكومت نمايد.لطفا راه حلي
بينديشيد و ما را از افكار فيلسوفانه ي خود بهره مند سازيد.فيلسوف در جواب نامه اسكندر نوشت:
افراد بي شخصيت و پست را بر آنها مستولي كن و وسائل فقر عمومي را فراهم نما تا آن افراد
به طمع جاه و مقامي كه بر خلاف استحقاق و لياقت خود به دست آورده اند در نوكري و
فرمانبرداري تو صميمي باشند و ملت گرسنه به جز تلاش معاش در صدد اقدام ديگري بر نياييند.
از كتاب اطاعت كوركارانه
نوشته ي خسرو روزبه
به نظر ميرسد جمهوري اسلامي به بهترين شيوه ي ممكنه نصيحت اين فيلسوف يوناني را به
اجرا در مي آورد.