حتما تا به حال داستان هابيل و قابيل رو شنيديد،اينكه چگونه قابيل هابيل رو به قتل ميرسونه.
اين داستان در هر سه كتاب ديني يهوديان، مسيحيان و مسلمانان نقل شده است و ميتوان گفت
كه داستان اصلي براي دين يهود است و هر دو دين بعد يهود اين داستان را از روي كتاب
يهوديان كپي كرده و با كمي تغيير نقل كرده اند.
در قران آمده است كه قابيل به خاطر حسادت به برادر خود هابيل كه خواهر زيبارويشان براي
ازدواجنصيب او شده است برادرش را به قتل ميرساند تا اولين برادركشي بشريت واولين
جنايت تاريخ انسانيت شكل بگيرد.در آموزه هاي قرآني همواره انسان به اين توصيه
ميشود كه مانند هابيل باشد و به شرايط موجود كه چيزي جز خواست خدا نيست
قانع باشد.و قابيل بودن نه تنها ارزشي به حساب نميايد بلكه به بدترين شكل ممكن مذموم و
ناپسند است و جزايي جز جهنم در آخرت نصيب قابيليان نخواهد شد.
ولي در تورات،كتاب ديني يهود در مورد قابيل آمده است كه بعد از اينكه قابيل برادر خود را به
قتل رساند از طرف خداوند فرشته اي بر قابيل نازل شد و بر پيشاني او مهري زد و گفت كه
خداوند تو رادر زمين مراقبت خواهد كرد. قابيل كاري بر خلاف خواست همه انجام داداينكه
حاظر نبود شرايطی را كه بر او تحميل شده است را بي چون و چراقبول كند.و هميشه اين
قابيليان هستند كه دنيا را ميسازند.
و حالا نتيجه،چه نتيجه اي بايد از اين داستان گرفت؟ميتوان اين گونه تعبير كرد كه هابيل بودن
يعنيراضي بودن به شرايط امروزي و قانع بودن به هر آنچه كه در روزمرگيهاي هر روزه
ي ما اتفاق ميافتد، ولي قابيلي بودن طغيان است. نپذيرفتن هر آنچه كه در شرايط امروزی
زندگاني بر ما تحميل ميشود.ميتوان مثل ماهي سياه كوچولوي صمد بهرنگي شد و در
آرزوي ديدن دريا سفر كرد.و يا ميتوان مانند مادر ماهي سياه كوچولو شد و به زندگي
در همان بركه ادامه داد تا به مرگ طبيعي مرد،كدام بهتر است؟مردن در راه هدف و يا
مردن به مرگ طبيعي كه فقط چند سال ديرتر انجام ميگيرد.
واقعا ايران به چند نفر قابيل نياز دارد؟
اي آذربايجان لايموت!
سرت را بلند دار و زنده و پاينده باش...
شیخ محمد خیابانی
